|
سلام دوستان خوبم ببخشین که انقدر دیر اپ میکنم یه مقدار درگیرم برای این پست می خوام سنت شکنی کنم و یک غزل بذارم البته احساس میکنم ایراداتی داره و احتیاج به پرداخت داره ولی غزل سرایان عزیز جسارت من رو بپذیرن در پناه خالق اسمان مانا باشید.
سه نقطه بیهوشی... دوباره نوبت من شد و تو فراموشی ... به چشم تو که رسیدم سکوت و خاموشی دوباره موعد دیدار به صرف یک قهوه ... و تو که مثل همیشه غرور می نوشی و پشت خط نگاهت دچار تشویشم ... دوباره نوبت من شد الو..الو...گوشی و تو که مثل همیشه مرا رهایم کن ... برو تو با کس دیگر چرا نمی جوشی منی که خسته از این غروب پائیزم ... به یاد چشم تو هر شب غم وهم اغوشی و یک سقوط غم انگیز از اوج چشمانت ... و من که ضربه ی مغزی سه نقطه بیهوشی مهسا کیان + نوشته شده در 15:32 توسط مهسا کیان |
و البوم( دوست داشتنم دروغ نبود) از یاسر محمودی عزیز به بازار ترانه اومد توی این البوم ترانه گلهای زرد برای منه امیدوارم مورد نظرتون باشه گلهای زرد تقصیر روزگار بوده که تو حالا مسافری نخواست کنار هم باشیم خسته شدی می خوای بری اون تو رو از دلم گرفت این روزگار لعنتی بذار تا خوب نگات کنم نمونده دیگه فرصتی نه دیگه مطمئن شدم رفتن برات ساده شده گریه نکن دل غریب اون دیگه اماده شده نگات چقد سرده برام٬اینا همه درده برام این روزا گل بهم میدی ٬اما همه زرده برام ترانه سرا :مهسا کیان خواننده:یاسر محمودی اهنگ و تنظیم:یاسر محمودی گلهای زرد ( دانلود ) + نوشته شده در 15:37 توسط مهسا کیان |
سلام دوستان خویم سال نو مبارک امیدوارم سال خوبی داشته باشید پر از موفقیت ببخشید به موقع نتونستم به روز کنم ولی الان با یک ترانه که واسه من پر از خاطرست اومدم که الان یه تغییراتی کرده ولی من میخوام اونو با همون لحن ساده و صمیمی که داخل کتاب هست براتون بزنم امیدوارم مورد رضایت شما هم باشه در پناه خالق اسمان مانا باشید
قایم موشک بازی قایم موشک ما کی می خواد تموم بشه فرصتامون تا کی باید تو غصه ها حروم بشه تا کی باید چش بذارم واسه دوباره دیدنت؟ بگو تا کی باید باشم منتظره رسیدنت؟ گفتی بهم اروم اروم چشامو رو هم بذارم گفتی که منتظر باشم لحظه رو طاقت بیارم گفتی که بشمارم تا صد اون وقت چشامو وا کنم بعد واسه پیدا کردنت هی اسمتو صدا کنم هر جور بود تا خود صد دووم اوردم نازنین دروغ نبود تو کار من نگاه پاکمو ببین ولی از این می ترسیدم شاید به چشمات نرسم از اینکه شاید مث قبل ببره بازم نفسم چشامو وا کردم وبعد اسم تو رو صدا زدم مطمئن از دل خودم که عاشقی رو بلدم مطمئن از دل خودم که تا ابد کنارتم تا اخرین لحظه عمر همدم روزگارتم به هر کجا سر میزدم با زخم این دل کبود کاشکی چشای بارونیم پابند چشم تو نبود ولی دیگه هیچ اثری نه از تو بود نه از چشات نه از قشنگی نگات نه از حرارت صدات از غم رفتنت دیگه شب و روزم فرقی نداشت کاش روی زخمای دلم دست تو مرهم می گذاشت یه عمریه چش می ذارم شاید تو از راه برسی تا وقتی که خودت نیایی جاتو نمی گیره کسی بیا تمومش بکنیم بسه دیگه دربدری بسه دیگه خسته شدم امان از این بی خبری منتظرت می مونه دل دله همیشه تنگ من چشم میذارم تا تو بیایی هم بازی قشنگ من ثانیه ها رو میشمارم تا انتظار سر برسه منتظر تو می مونم تا فصل باور برسه مهسا کیان + نوشته شده در 16:25 توسط مهسا کیان |
با چند بیت از یک ترانه ی بازم اومدم... یادگار تو دارم میرم ولی باز عشق تو هست سر جاش عزیز روزگارم مواظب خودت باش مواظب خودت باش ابری نشه نگاهت من نباشم یکی هست همیشه تکیه گاهت خیال چشمای تو یه عشق موندگاره من و تو بی گناهیم تقصیر روزگاره این روزگار نتونست ما رو با هم ببینه تو تنهایی سفر کن قسمتمون همینه همیشه یاد من باش منی که بی تو مردم از این به بعد چشاتو دست خدا سپردم مهسا کیان + نوشته شده در 14:51 توسط مهسا کیان |
سلام طبق معمول همیشه دیر اومدم ببخشید این مدت اصلا حال روحیم خوب نبود حتی حوصله ی سر زدن به وبلاگ رو هم نداشتم ولی واقعا دیدم این جوری منزوی شدن از خلق خدا بی نتیجه است و سعی کردم با خودم کنار بیام البته اگه بشه!!! ادم اینکه از کسی گلایه کنم یا توقع بی جا داشته باشم نیستم خدا رو شکر دل بدون کینه ای دارم و متاسفانه از همین لحاظ ضربه می خورم شاید اگر می تونستم مثل ادمهایی که باهام رفتار مکنن باشم اصلا حال و روزم این نبود ولی بازم خدا رو شکر. یه ترانه از کتاب تقدیم میکنم این کار توسط مهدی شمس الدینی خونده شده امیدوارم به دلتون بشینه راحتم بذار می خوام که هر چی خاطرس تواین اتاق دار بزنم میخوام که دیونه بشم سر و به دیوار بزنم میخوام برم عشقمو نو تو کوچه ها جار بکشم از اینجا تا شهر چشات میخوام یه دیوار بکشم می خوام دیگه میون ما فاصله هی قد بکشه می خوام که عشق ما دو تا شبیه قصه ها بشه برو که من تو این سکوت رفیق بشم با بی کسی چه فایده داره عاشقی وقتی به من نمیرسی روزای خوب من و تو گذشتن و حروم شدن ثانیه ها چه بی رمق عشقا چه بی دوم شدن من این روزا مسافرم دیگه بهم نگو نرو میخوام فراموش بکنم تلخیه عمر رفته رو دل و به هیچ کسی نده عاشقی مال قصه هاس غریبه باش با غمی که با دل تنگت اشناس. مهسا کیان + نوشته شده در 13:37 توسط مهسا کیان |
|
| ||||||